ویرگول ، سرِ خط ،

ویرگول ، سرِ خط ،

سلام سلام ...
من زنده ام !
من باز هم زنده ماندم !
و همچنان با نام "او" مغازله دارم
یعنی
گنبد مینا را می بینم
عطر گل مینا را می نوشم
و آواز طرب انگیز پرنده ی مینا را می شنوم
یعنی
حالِ دلم در این میناکاری ها
خوبِ خوب است.

حتا در سماعی که
از زخم های پی درپی
دچارش می شوی
و زمین و آسمان
ترانه خوان تو می شود ؛
جبرئیل
چتر بال های سفیدش را
روی سرت می گیرد
و با لب های بی حرکت می گوید :
"آرام باش".

یعنی
من لال هم نیستم ،
ویرگول ،
سرِ خط ،

پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان

۱۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

ریشه ی لغوی کلمه ی حجاب از "حَجب" به معنای شرم و حیا ، پوشاندن ، مستور کردن ، پنهان ساختن و بازداشتن گرفته شده است و اگرچه هر دو کلمه ، یعنی هم حجاب و هم حجب ، عربی ست اما این موضوع نه به آن معناست که معنای لغوی این کلمات ، فقط از فرهنگ اعراب اخذ شده و فقط مرتبط با کشورهای عربی زبان است. چرا که در آئین مسیحیت و بعضی ادیان دیگر نیز آداب محفوظ بودن به پوشش های کامل توسط نمایندگان این مذاهب و از سوی متولیان آن رعایت و توصیه می شده و می شود.


اما یکی از نکته های مغفول و مقفول مانده در باب حجاب این است که نداشتن حجاب کامل به معنای بی حیایی و بی عفتی نیست وگرنه در اینصورت باید تمامی زنانی را که در سراسر جهان خود را ملزم و مکلف به داشتن حجاب و پوشش کامل سر و بدن نمی دانند ، بی عفت و بی حیا تلقی کرد. کما اینکه بنا بر معنای عمیق و اصلی حجاب یعنی شرم و حیا ، چه بسا ممکن است حجب و پاکدامنی زنانی که ملبس به پوشش کامل نیستند از آن دست زنانی که حجاب کامل دارند اما شخصیت آنها فاقد شئون ارزشمند و والای انسانی فراجنسیتی و فراجسمیتی که شامل مرد و زن می باشد ، بوده باشد.
.

.
...ادامه دارد

.

.

  • آسیه خوئی

.


آیا هرگز گمان می کرده اید که بین نویسندگان و اهل هنر نیز خصومت هایی از سر حسادت و رقابت نسبت به یکدیگر وجود داشته باشد تا آنجا که با یکدیگر دوئل کنند ؟!
بله واقعا اتفاق افتاده است. آنهم بین نویسندگان و شاعرانی سرشناس با شهرتی جهانی.
.
روس ها از دیرباز علاقه ی عجیبی به دوئل کردن داشته اند. اگرچه امروزه کمتر شاهد چنین کار سخیف و حقارت آمیزی از سوی آنها هستیم اما هنوز هم کارهای عجیب و غریب انجام می دهند. 
عجیب تر اینکه چرا این خصیصه ی غیر انسانی و حسادت ها و برتری طلبی ها بین قشر ادیب و نویسنده های روس نیز وجود داشته است ؟ جالب است بدانیم چهره هایی مثل پوشکین و لرمانتوف در جریان دوئل کشته شده اند. تولستوی و تورگینف اما هر دو با یکدیگر دوئل کردند. 
فقط کافی ست چشم هایتان را ببندید و چهره ی لئو تولستوی را با آن هیبتش تصور کنید. حالا تصور کنید که او به نویسنده ی دیگری پیشنهاد می دهد تا با هم دوئل کنند. اگر تلاش های دوستان مشترک این دو نبود ، یکی از آنها و شاید هر دوشان در جریان دوئل کشته می شدند. البته تورگنیف در ابتدا با لئو تولستوی و فئودور داستایوسکی رابطه ی دوستانه ای داشت اما بعدها این رابطه به کدورت انجامید تا همان حدی که خدمتتان عرض شد. در سال 1873 تولستوی به او پیشنهاد دوئل داد. اگر این اتفاق می افتاد ، شاید ما کتاب هایی همچون "آنا کارنینا" ، "سرود عشق ظفرمند" و "قصه های اسرارآمیز" را نداشتیم. من که هیچ علاقه ای به خواندن این کتاب ها با داشتن چنین شخصیت هایی از نویسندگانش ندارم. شما چطور؟ حیفِ پولی که برای خرید کتاب این نویسنده ها بپردازیم.
دیالوگ زیر نیز برگرفته از فیلمی ست بنام "نیمه شب در پاریس" که بخشی از این فیلم اختصاص به گفتگوی شخصیت اصلی فیلم با نویسنده ی معروف آمریکایی تبار بنام "ارنست همینگوی" دارد. براستی آیا نویسندگان و هنرمندان نیز باید تحت تأثیر افکار و عملکرد سیاستمداران اقتدارگرای خویش باشند ؟! :
.
ژیل : ممکنه بزرگترین لطف دنیا رو در حق من بکنی ؟ حتی نمی‌تونم بگم...
همینگوی : چی هست ؟
ژیل : میشه بخونیش ؟
همینگوی : رمانت رو ؟
ژیل : فقط چهارصد صفحه‌ ست. خیلی خوبه که نظرت رو بدونم.
همینگوی : نظر من اینه که ازش متنفرم.
ژیل : راستی؟ چرا؟ تو که هنوز نخوندیش !
همینگوی : اگر بد باشه که ازش متنفرم چون از نوشته‌های بد متنفرم. اگر هم خوب باشه که حسودیم میشه و خیلی بیشتر از کلش متنفر میشم. پس هیچوقت نظر یه نویسنده‌ی دیگه رو نخواه !

.

.

  • آسیه خوئی

گورستان کشته شدگان قتل عام حلبچه

.

مسلم است که
بشار اسد در تمام این ٥ سال
دارد شهرها و روستاهای مورد اشغال داعش و القاعده را بمباران می کند
و در بمبارانهایش
غیر نظامیان زیادی کشته می شوند
و بسیار تاسف اور است
 
این ماهیت جنک داخلی است
و این اتفاق برای ایران هم می تواند بیفتد
اگر امروز نیروهایی مانند حیش العدل راه خود را به سمت تهران باز کنند من تردید ندارم جمهوی اسلامی هم اینکار را خواهد کرد
و به همین دلیل غرب ، اینگونه درصدد ایجاد جنگ داخلی در ایران است
مجاهدین خلق را تقویت می کند
و امروز گروهی مثل فریدوم پارتی ار کردستان را در سوریه تعلیم نظامی میدهذ
 
روسیه که از اکتبر سال ٢٠١٥ مستقیمن وارد سوریه شد ... و مکاتبات خود امریکا هم نشان می دهند به زدن جبهه النصرت و داعش مشغول است
 
اما باید به تیروهایی که القاعده را و داعش را مسلح کردند و حنک داخلی را در سوریه شروع کردند فشار اورد که ارسال سلاح برای جهادیستها را قطع کنند
 
به جای ان
نه تنها ارسال سلاح را قطع نمی کنند
هفته ی پیش در مقابله ی دولت سوریه و المصرت، اسراییل دولت سوریه را زد
و این هفته می بینیم که امریکا هم دقیقن همینکار را می کند
امریکا به اشتباه نیروهای دولت سوریه را که مقابل داعش در #deirezzor می جنگیدند بمباران کرده است؟!!
واقعاً!!
اسراییل هم همزمان با امریکا نیروهای دولت سوریه را که با القاعده و داعش در حال جنگ بوده اند بمباران کرده است
پیشروی در هر دو جبهه توسط این نیروها در حمایت بمباران غرب گزارش شده است.
ترکیه هم همچنان ار FSA برای بازکردن راه جهادیستها در سوریه حمایت می کند
این واقعیت سوریه است
در ٥ سال گذشته
و جهان با بی شرمی سکوت کرده است.
نکته ی جالب این است که
امریکا نیروهای مختلفی را مسلح کرده است
پنتاگون روی اف اس ای سرمایه گذاری کرده است
و سیا روی سی اد اف
و حتی این نیروها با هم می جنگند
 
و بازدر جنگ این دو تا ، سوریه است که ویران می شود
 
یاز امریکا به کردها سلاح می دهد و با انها ظاهرن همکاری می کند
و از ان طرف به ترکیه کمک می کتد و ترکیه کردها را یا مستقیمن می کوبد
یا علنن با حمایت از داعش و النصرت به انها حمله می کند
 
و باز در تقابل این نیروها سوریه است که ویران می شود
سومین وجهه ی این ویرانی
بمب گذاری های داعش و القاعده در شهرهای تحت تصرف دولت در سوریه است
و البته در یمن ، در عراق و در افغانستان
 
در یک مورد ، حتی در یک مورد این بمبگذاری ها توسط نیروهای شیعه و در مناطق سنی نشین نیست
 
در تمام این موارد این بمبگذاری ها بدون استثنا، توسط نیروهای مورد حمایت عربستان، قطر، ترکیه و ناتو بوده اند
 
درست هفته ی پیش چهار بمب در چهار شهر سوریه از حمله دمشق منفجر شد
و همه ی رسانه ها لال بودند
 
در عراق در یکسال گذشته تعداد بمبهایی که در مناطق شیعه نشین نوسط همین نیروها منفجر شده اند بی سابقه اند
بدترینش در سالگرد تجاوز به عراق
و خوب بخش دیگرِ پازل
قدرت گرفتن و کشیده شدن وحشتناک القاعده/داعش از لیبی به مصر و تونس،
و از طرف دیکر شمال افغانستان ، تاجیکستان و ازبکستان است
امریکا/ناتو هدفش روسیه است
و نیروهای جهادیست را دارد در سراسر منطقه به سمت روسیه بسیج می کند
 
و روسیه طبعن دارد در منطقه به جنگی بی فایده و خانمانسوز که بی فایده هم هست برای جلوگیری از شیوع القاعده به مرزهای جنوبی خود دست می زند
 
تا وقتی کاروانهای اسلحه از غرب ، امریکا و اتحادیه ی اروبا، به ترکیه ، القاعده ، داعش ، قطر و عریستان تعطیل نشوند ؛
منطقه وضعیتش روز به روز بدتر می شود
نکته ی تاسف اور این است که امریکا در لیبی و در عراق و در افغانستان امروز ، دارد همان نیروهایی را بمباران می کند
که درسال ٢٠١١ در لیبی مسلح کرد
و امروز در سوریه مسلح و حمایت می کند
 
همین نیروها را وقتی امریکا همراه با ایران دو دولت عراق بمباران می کند یا همراه با کرزای در افغانستان بمباران می کند یک روزنامه از جنایات بمبارانها نمی نویسد
اما در سوریه ؟ همان عمل به صورت جنایت علیه مردم سوریه در رسانه ها طرح می شوند
 
این جنگها
از همه طرف غیر مردمی وبی فایده اند
بمباران القاعده و داعش باید همه جا متوقف شود
و به حای ان غرب باید ارسال سلاح را متوقف کند
عربستان و قطر را تحریم تسلیحاتی کند
و واحدهای محلی را برای میارزه با القاعده و داعش تقویت کند
 
درست برعکس جریان امروز
یعنی درست برعکس اعمالی که آمریکا امروز دارد مرتکب می شود
.
.
نویسنده : بانو لیــــلای لیـــــلی https://www.facebook.com/Leilaye.Leili

.

.

  • آسیه خوئی

.

دارد برف می آید
سربازان سرزمینی دور
در کوچه های کابل
پی سیگار و می خانه می گردند.
خورشید
رفته به انتهای خواب و
وقت چرت خمارش رسیده است.
لورکا مرده
ژان پل سارتر مرده
ریتسوس و رازدار آیدا مرده
اما یک نفر هنوز
هنوز یک نفر شبیه شاه مسعود
پشت همین دریچه رو به سپیده دم بیدار است
بگذار هرچه دلش می خواهد
برف بیاید!
.

.
"سید علی صالحی"

.

.

  • آسیه خوئی

.

و شدت گرفتن فعالیتهای لابی های جنگ طلب علیه ایران
---------------------------------------------------

عکس اول: یادتان هست رضا پهلوی با شلدون ادلسون ملاقات کرد؟ اینجاست. همین امسال.

عکس دوم: یادتان هست شلدون ادلسون گفته بود " ایران را بمباران اتمی کنید!"

عکس سوم: این سازمان را ببینید. اسمش هست "متحد علیه ایران هسته ای" من صفحه ی فیسبوکشان را گذاشتم

عکس چهارم آگهی این سازمان united Against Nuclear iran را در خیایانهای امریکا ببینید. چی؟ "مرگ بر امریکا یعنی مرگ بر مردم امریکا؟" 
ینی واقعا؟؟!! 
پس "carpet bombing" خاور میانه یعنی چی؟ که همه تون مرتب به ضرورتش اشاره می کنید؟

عکس پنجم: نمونه ی گزارشی از این سازمان را ببینید در "نقش ایران در 11 سپتامبر". طفلکی عربستان سعودی بدنام است واقعن.

عکس ششم: نشستی توسط این سازمان را ببینید به نام "نشست خطرات ایران 2016"
در این نشست جو لیبرمن، متیو لویت، مارک والاس و یوسف ال-اتوبیا سفیر امارات در امریکا ... همه ایران هراسان نامدار ...
و خوب کمی روی نام ها و اسراییل و ایپک سرچ کنید دسستان می اید.

عکس هفتم:همان سفیر امارات یوسف ال-اتوبیا می گوید ایران باید بمباران شود!

عکس هشتم: همان جو لیبرمن می گوید بمباران ایران وجوه مثبت خاصی دارد.

عکس نهم و اخرین تکه ی پازل: و خوب مهمترین کمک به این سازمان "متحد علیه ایران هسته ای" را کی داده است؟ تعجب نکید: شلون ادلسون

و به یک نمونه از شبکه ی نه چندان پیچیده ای که وقتی مهندس بینوایی مثل من می تواند سر سه سوت عین پازل کنار هم بگذارد حتمن از پس شما هم برمی اید خوش امدید.

می توانم از روابط این سناتورها با مجاهدین خلق هم لینک بیاورم ... لابی های حامی رضا پهلوی و مریم رجوی در امریکا مشترکات اساسی دارند.
وقتی شاهزاده رضا پهلوی و سرکار خانم مریم رجوی در میان خطرناکترین و شناخته شده ترین نیروهای میلیتاریسم جهانی دنبال نجات ایران هستند .. Libyan Style!!
.
.
.
.
.
.
پی نوشت: نتوانستم ننویسم که همین جو لیبرمن به همراه یک مشت نماینده ی کنگره ی جمهوری خواه تر از خودش از جمله کاندولیزا رایس و سنتوروم و نمایندگان تینک تنک عیز واشنکتن انستیتو با اکبر عطری و علی افشاری در سال 2006 در کایپتول هیل در امریکا برای "نجات ایران" جلسه داشتند ... برای افزایش کمک به نیروهای "دمکراسی خواه" ایرانی از 75 میلیون دلار به 100 میلیون دلار !

عکس نگذاشتم برای این لینک می گذارم ... بخوانید:

http://www.nysun.com/…/congress-outbids-bush-on-iran…/28521/

هیچ فکر کرده اید .. نمایندگان جنبش دانشجویی ایران چطور سر سه سوت بعد از ورود به امریکا به خدمت بالاترین مقامات جمهوری خواهان رسیدند؟
که احمد باطبی چطور یک راست از ایران امد و به ملاقات جرج بوش جلاد مردم عراق شرفیاب شد؟
سازگارا را چطور پاتریک کلاسون از لندن کمک کرد تا علیرعم ممنوعیتش در ورود به خاک امریکا به واسطه ی سابقه اش در سپاهف، به امریکا وارد شود؟!
اکبر عطری را کی به سرعت نور بعد از ورودش به امریکا معرفی کرد به یکی از شناخته شده ترین تینک تنکهای ضد کمونیست دوران جنگ سرد به نام "کمیته علیه خطر حاضر" ... سازمانی که علنن بعد از فروپاشی شوروی تغییر مسیر خود را به مبارزه در جهان اسلام اعلام کرده بود ؟!

هرکسی دنبال یک واحد قدرت و ثروت می گردد برای حمایت. پس فرق بین مسعود رحوی و پیوستن به صدام برای ازادی ایران با اینها چیست؟
اینها تحت عنوان دقاع از حقوق زنان و دانشحویان و بهاییان 
و آنها ...
این همانحاست که سیاست هویتی به کمک میلیتاری اینداستریال کامپلکس امده است.
.

ایا فقط منم که ار ارتباط لابی های میلیتاری اینداستریال کامپلکس با "ضد انقلاب" ایرانی در هراس است؟ (خودمان را گول نزدیم .. اینها ضد انقلابند نه انقلابی!)

خوب البته سخت نگیریم .... کاندولیزا رایس فقط در تجاوز به عراق و اقغانستان دست داشت .. و سنتوروم خوشبختانه گفت فقط تسلیحات هسته ای ایران را بمباران می کند.

.

.

به نقل از صفحه ی فیسبوک بانو "لیلای لیلی" : https://www.facebook.com/Leilaye.Leili?fref=ufi

.

.

  • آسیه خوئی

.

نیمه شب بر زلف های آسمان ، رنگ سیاه و تیره زد
ماه را با صد ستــاره روی آنهــا با سلیقـه ، گیره زد
تاجی از یک کهکشان ، سنجاق کرد از هر طرف روی سرش
بعــد لبخنــدی زد وُ یک بوســه بـر آن چشــم های خیـره زد
دخترک تا کار خود بهتر ببیند ، یک قدم پا پس گذاشت
ناگهـان افتاد روی آسمــان ، چنگی بر آن زنجیــره زد
پنجه در آن زلف های پیچ اندر پیچ زد تا زهـره شد
آسمان ، فرشی به زیر پای او از ابرهای چیره زد
دخترک ، خود ، جزئی از نقاشی اش شد ؛ نقش شد بر آسمان
ماهتاب عشق را بـا آذرخشـی بـر جهــانِ تیــره زد.
.

.
آسیه خوئی ـ 91/4/16 ـ جمعه 04:00 بامداد

.

.

  • آسیه خوئی

.

اصلاً زمانه ی عجیبی نیست روزگار بلبشویی که در آن به سر می بریم. 
همه ی ماجراها و وقایعی که در این چند ماه اخیر در ایران به وقوع پیوسته همان حکایت همیشگی ست : 
"گل آلود کردن آب و ماهیگیری های عوامل داخلی و خارجی سلطه"
اما امان از وقتی که در این میانه ، غوغاسالاری خرده پا و به ظاهر ادیب برای ازدیاد جمعیت طرفداران چاپلوس خود که اغلب او را طعمه ی اهداف سیاسی خویش قرار می دهند ، فرصت را برای ضربه زدن به وجهه ی اجتماعی ـ سیاسی همسلکان خود غنیمت شمارد. طبیعی ست که او نیز مثل بعضی سیاستمداران ، مانند همیشه گمان کند که در این فرصت های پیش آمده می تواند با تخریب دیگری ، به جلوه گری و خودنمایی ارزنده تری دست یابد. غافل از اینکه تکرار این اشتباهات در درازمدت به رسوایی نهایی و کلی و شکست قطعی و حتمی خود او خواهد انجامید. اویی که گمان می کند می توان همیشه برای هر "دیگری" چنین قطعیتی را تحت عنوان "شکست رقیب" در خیال خود پیش بینی کرد و برنامه ریزی. و جاهل از اینکه شاید این بار ، این "دیگری" کسی باشد که در روند فعالیت های خویش ، اصلا نه میدانی می بیند و نه بیشه ای. نه به مفهومی بنام رقیب معتقد است و نه به فریبی بنام "تلاش برای شهرت و نام" می اندیشد.
بی گمان چنین غوغاسالارانی آنچه را نیز که تاکنون بعنوان فعالیت از مخیله ی مشوش شان ترشح می یافته بدون در نظر گرفتن "وجود قاطع دیگری در متن-نوشته ها و متن جامعه" بوده و همیشه به وصف و شرح و بیان احساس نارسیستی "خود" می پرداخته اند. بنابراین مانند همه ی دوره های پیشینِ تلاطمات ذهنی خویش ، از رودخانه ی گل آلود شده ، شکاری به جز حشرات موذی در سطح آب نخواهند داشت. ثمن بخس.
چرا توطئه ی هلاک نهنگ ها و دولفین ها را در سر می پرورانیم وقتی هیچ توان و تجانس و تناسبی برای شکار حتی ماهی های سیاه کوچولو نداریم ؟! ماهی های سیاه کوچولویی که حالا حتی یک اقیانوس هم گنجایش تعداد آنها را برای حبس کردن شان ندارد.
بگذریم که مهم اندیشه و باطن افراد است و نباید از ظاهر افراد ، شناختی جامع و کامل منتج شود اما مگر ظاهر و پوشش کسانی که همه ساله از آنها حمایت می کنیم شبیه به اعراب و آل سعود نیست که مثل مرغی مگس خوار در میان نوشته های دیگران مترصد یک واژه ی عربی هستیم تا آن را همچون چماقی بر سر او ، سر هر نابزنگاه فرود بیاوریم ؟! 
ریشه یابی و شرح معنای یک نام عربی مانند "لیلا" ، ربطی به ناسیونالیسم ندارد. 
ایسمی که از سوی دغل دوستان فقط برای شکار مگسان ، شیرینیِ دلچسب و دهان جمع کن(!!) دارد.
.
در انتها ناگزیر از تکرار ، دوباره باید گفت :
" لیلا " نامی ست عربی ، مجموعی از مفاهیم غنی ، زیبا و ترکیب شده از دو کلمه ی " لیل " به معنای "شب" و " لا " به معنای " نه ". چینش این دو کلمه ( لیل و لا ) در کنار هم ، به اقتضای حذف لفظیِ حرف مکرر لام در مرتبه ی دوم و سوم ، سبب به وجود آمدن شکل تلخیص یافته ی کلمه ی " لیلا " شده است. از این رو لیلا به معنای " چراغ شب " نیز اطلاق می شود. در نتیجه " لیلا " نام کسی ست که همچون چراغی در شب می درخشد و در واقع به هر تاریکی و سیاهی (لیل) ، " لا " گوید و " نه " .

.

.

  • آسیه خوئی

.

شاید کودکانِ ترس و وحشت
دیگر هرگز به سخره نگیرند
لخت بودنت را
و هوار نزنند برهنگی هایت را ،
اما با آینه ها چه خواهی کرد !؟

امروز به هر چه می نگری
خورشیدی ست از آینه ی پابرهنگان 
در برابر حرام زادگانی که
عور بودنت را انکار می کنند.
.

.
آسیه خوئی

.

.

  • آسیه خوئی

.

در دل دیوارها حکمت های نهفته ای ست. 
دیوارهای خموش ، شایستگی ذخائر حکمی را ندارند.
باید پیش از فروریخته شدن دیوارها و برای حکومت شادان ، سینه ی دیوارها را به جاری شدن حکمت هایی که در دل خود نهفته و پنهان داشته اند گشود. چرا که طی یک قرن گذشته ، سرمایه های فرهنگی هنگفتی برای برپایی این دیوارهای خاموشی گزیده هزینه شده است.

.

.

  • آسیه خوئی

.
"میلیتاریسم" در محتوای واقعی و حقیقی خود فاقد پتانسیل های منفی و واجد انرژی های مثبتی ست که در معنای اصلی خود ، سرچشمه و منبع همه گونه امنیت است. "میلیتاریسم" به قدرت و توانی نظامی و ارتشی گفته می شود که بدون دست یازیدن به جنگ ، هر گونه احتمال حمله از سوی دیگران را به سبب تسلیحات پیشرفته ای که دارد به صفر می رساند و به همین سبب میلیتاریست ها معتقدند که به مطمئن ترین و تنها راه رسیدن به صلح دست یافته اند. 


"میلیتاریسم" یک ایدئولوژی ست که اگر چه به آشتی از راه توانمندی نظامی باور دارد اما با توجه به مواردی تاریخی در پاره ای از نقاط جهان توسط حکومت های ارتشی و نظامی ؛ بعنوان حربه ای برای تأمین منافع حزبی ، کشورگشایی ، استعمار و دیکتاتوری بکار گرفته شده است و از این رو به عنوان میلیتاریسم نوینی نامیده می شود که حکومت های پایبند به اینگونه نظام ها ناگزیر از حمایت سرمایه داران انحصارطلب جهت تأمین هزینه های هنگفت تسلیحات نظامی بوده و با سلطه یافتن بر کشورهای جهان سومی برای برطرف کردن نیازهای فزاینده ی نیروهای نظامی خود و بالطبع جنبش های فاشیستیِ زاییده ی خویش ؛ تبدیل به یک حکومت امپریالیستی مجهز به سیستم سرمایه داری انحصاری خواهند شد.
بتدریج در حکومت های میلیتار فقط سه قشر وجود خواهد داشت :

1: قشر نظامی ها که با تبلیغات و تسهیلات بسیاری که برای آنها رو به تزاید است اکثریت جمعیت کشور را در اثر نفوذ فرهنگ ارتشی در جامعه ، در بر می گیرند.

2 : قشر سرمایه داران.

3 : قشر اندک مردم غیر نظامی.

مردمی که حالا تحت حکومت میلیتاریسم نوین ، قلیل ترین و آسیب پذیرترین قشرها خواهند بود.

مردمی که در بین خود حتما گروه هایی محدود در مخالفت با ایدئولوژی میلیتاریسم نوین دارند که همواره در مواجهه با تهدیدات و تنبیهات از سوی حکومت نظامی و استیلای دو قشر برتر ، به سر می برند.

گروه هایی که از جامعه طرد و در زیر پوتین های سرمایه دارانِ انحصارطلب در حفره ها و گودال های ایجاد شده له خواهند شد.

.

.

  • آسیه خوئی