ویرگول ، سرِ خط ،

ویرگول ، سرِ خط ،

سلام سلام ...
من زنده ام !
من باز هم زنده ماندم !
و همچنان با نام "او" مغازله دارم
یعنی
گنبد مینا را می بینم
عطر گل مینا را می نوشم
و آواز طرب انگیز پرنده ی مینا را می شنوم
یعنی
حالِ دلم در این میناکاری ها
خوبِ خوب است.

حتا در سماعی که
از زخم های پی درپی
دچارش می شوی
و زمین و آسمان
ترانه خوان تو می شود ؛
جبرئیل
چتر بال های سفیدش را
روی سرت می گیرد
و با لب های بی حرکت می گوید :
"آرام باش".

یعنی
من لال هم نیستم ،
ویرگول ،
سرِ خط ،

پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندهای روزانه

هیچ خیابانی اولی تر از خیابان ولیعصر نیست !!

چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۳۳ ق.ظ

عکس ‏آسیه خوئی‏

.

از کالبدهای چهارگانه، کالبد دوم و سوم و چهارم نیز در مدت زمان معین و مخصوص به خود ـ چه در زمان محدودِ زنده بودن و چه پس از مرگِ انسان ها ـ قادر است بین خود و هر یک از آدم ها ارتباط برقرار کند. بخصوص آن عده از انسان ها که در طول حیات خود، حداقل دورادور یکدیگر را رصد می کرده اند. 
بعضی از آنها که در طی زندگی به دلیل جایگاه و موقعیت خاص مسئولیت های اجتماعی شان و بوسیله ی نوع عملکرد یا طرز فکر و یا نوع گفتار خود، همیشه بر سرنوشت گروه عظیمی از جامعه تأثیرگذار بوده اند؛ انرژی عظیمی ـ مثبت یا منفی ـ را، هم در طول حیات شان و هم پس از مرگ کالبد اول (جسم فیزیکی)، بر همگان تحمیل می کنند. گاه این انرژی آنقدر سنگین است که پس از مرگ جسمِ فرد مورد نظر، دیگران نیز با آزاد شدن شخص فوت شده از چنگال آن انرژی، مانند او احساس سبکی و بی وزنی می کنند. 


غروب روز یکشنبه پس از شنیدن خبر فوت او، چنین احساسی داشتم. حس می کردم تمام جهان مادی اطرافم تا شعاعی بسیار دور، از وزن سنگین انرژی ای که خود او را نیز عذاب می داده رها شده است. احساس می کردم سبکبالی من از آن لحظه که او فوت کرده، از خود او نیز بیشتر است.
بلافاصله تا لحظاتی، برایش طلب بخشش و استغفار کردم. مثل همیشه ای که نه فقط برای او که برای آمرزش همگان ـ رفتگان و باشندگان ـ و خودم، دعای آمرزش می خوانم.

فردای آن روز به خوابم آمد و با لحنی آرام و کلامی شمرده حرف می زد.

از بین تمام حرف هایش فقط همین جمله را می نویسم :

" هیچ خیابانی اولی تر از خیابان ولیعصر نیست ".

هنوز هم که دو روز از دیدن روح او می گذرد باورم نمی شود که این همه مشقت را به خود داده باشد تا بتواند به عالم مادی برگردد و پاسخ سئوال هایم را و نیز جمله ی فوق را در پاسخ به یکی از پرسش های استعاری ام بدهد. آن سئوال که پرسیده بودم :

" بر فرض اینکه به قول شما "اشخاصِ واردی برای تشخیص صلاحیت ها وجود داشته باشند"؛ اگر ایشان مخالف تروریسم و تعصبات کورِ تندرو هستند چرا هنوز که هنوز است خیابان "نواب صفوی" به خیابان "احمد کسروی"، تغییر نام نداده است ؟؟؟!!! ".

 

.

.

  • آسیه خوئی

نظرات  (۱)

نظرات کسروی در مورد مذهب شیعه[ویرایش]

برخی از نظرات او، به صورت خلاصه به شرح زیر است:

  • وی پیدایش مذهب شیعه را از زمان بنی‌امیه می‌داند.[۲]
  • وی نخستین آلودگی مذهب شیعه را در بجا دانستن خلافت علی بر ابوبکر و عمر و عثمان می‌داند. به عقیده وی جعفر امام ششم شیعیان اولین کسی بود که لفظ امام را ساخت، و برای گرفتن «خمس» و «مال امام» گفت که باید خلیفه از طرف خدا باشد و از ترس نام خلیفه را به امام تغییر داد.[۳]
  • وی گفته امامان شیعه را در مورد اینکه «معتی قرآن را جز ما نداند و هر کس نداند باید از ما بپرسد» و «هر کس امام زمان خود را نشناسد بی‌دین از دنیا رفته‌است» را جز «لاف زدن» و «گزافه گفتن» نشمرده‌است؛ و گوینده‌اش را بی‌دین و خداناشناس می‌داند.[۴]
  • به اعتقاد وی «در شیعی‌گری دلیل خواستن و چیزی را به داوری خرد سپردن از نخست نبوده و کنون هم نخواهد بود».[۵]
  • وی در مورد عثمان بن سعید و رابطه وی با امام زمان اینچنین می‌گوید: «آن امام مرا میانه خود و مردم میانجی گردانده. شما هر سخنی می‌دارید به من بگوئید و هر پولی می‌دهید به من بدهید.»[۵]

وی خرده‌هائی به شیعی‌گری می‌گیرد که گزیده‌ای از آنان را ما اینجا می‌آوریم، از جمله:

  • «بنیاد شیعیگری بر آنست که خلیفه بایستی از سوی خدا برگزیده شود نه از سوی مردم. ما می‌پرسیم: دلیل این سخن چه بوده؟ کتاب اسلام قرآن می‌بود، آیا در کجای قرآن چنین گفته‌ای هست؟ چگونه تواند بود که چنین چیزی باشد و در قرآن یادی از آن نباشد؟»[۶]
  • «چه شد که دلبستگی شیعیان قزوین به اسلام و دستورهای پیغمبر اسلام بیشتر از دلبستگی یاران پیغمبر گردید؟ آن مردانی که در راه پیغمبر و دین او از جان گذشته و آنهمه گزندها دیده بودند، چشد که به اندازه ملایان شکم پرست ایران به دستورهای پیغمبر ارج نمی‌گزاردند؟!»[۷]
پاسخ:
https://web.telegram.org/#/im?p=@ostadkasravi

https://www.facebook.com/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%DA%A9%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C-104788819879979/

[Photo]
[Photo][Photo]
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی