ویرگول ، سرِ خط ،

ویرگول ، سرِ خط ،

سلام سلام ...
من زنده ام !
من باز هم زنده ماندم !
و همچنان با نام "او" مغازله دارم
یعنی
گنبد مینا را می بینم
عطر گل مینا را می نوشم
و آواز طرب انگیز پرنده ی مینا را می شنوم
یعنی
حالِ دلم در این میناکاری ها
خوبِ خوب است.

حتا در سماعی که
از زخم های پی درپی
دچارش می شوی
و زمین و آسمان
ترانه خوان تو می شود ؛
جبرئیل
چتر بال های سفیدش را
روی سرت می گیرد
و با لب های بی حرکت می گوید :
"آرام باش".

یعنی
من لال هم نیستم ،
ویرگول ،
سرِ خط ،

پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان

بیا دل بر دل پر درد من نِه

چهارشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۳، ۰۱:۵۹ ب.ظ

.

.

گلها کنار ِ تو ایستاده اند بانو .....

http://axgig.com/images/52771367836743633785.jpg

برای نقطــه چین ِ عزیز :

«« چگونه به چشمان من جا گرفتی ؟! »» ..

برای تبِ ریخته در شبِ زندگی، آسمان! هان! تو هم گریه کردی
چگونه به چشمان من جا گرفتی و مثل بهاران، تو هم گریه کردی

ببین! ماهِ شهریورم آسمان! تا به پائیز، یک سیب باقیست، یک سیب!
چگونه چنین زود بر زردیِ دامنم مثل آبان، تو هم گریه کردی؟

شب آمد وَ طرحی که از ماهِ خود بر رُخَت می کشیدم به کامش فرو برد
ستاره ستاره، درخشان شدم تا دوباره بر ایشان تو هم گریه کردی

سپس شاخه هایم، تنه، بافت هایم وَ ریشه پر از تو شد آی! آی باران!
برای شکوفاییِ جاودانم، به قدر زمستان، تو هم گریه کردی

ایلیا ـ شهریور 1377

.

.

پ.ن. 1 :

.

نقطه چین عزیز! سلام
ممنونم از اینکه در بین آن همه متن های زیبا ، کامنت منِ نالایق را بعنوان کامنت برتر انتخاب کردی.

شرمنده ی روی گل زیبای تو شدم.
و شرمنده تر بابت شعر سپید (گل ها کنار تو ایستاده اند بانو.....) که برایم سرودی و من خود را لایق این همه گل های زیبا نمی دانم.

خدایا مراقب گل هایت باش
مواظب ماهی هایت باش
از گنجشک هایت محافظت کن
و به عمر پروانه ها ، زنبورها ، مورچه ها و قاصدک هایت بیفزا

                                                                                آمین

.

.

پ.ن. 2 :

.

گل ها کنار تو ایستاده اند بانو
این که هستی
سبز هستی
ریشه داری
تا ابد هستی
در یاد
در دل
در جان ِ ما .                                                      

سه نقطه چین ـ بی تکرار... خدا،کتاب،کلمه

http://nogtechinekalemat.blogfa.com/post/41 

.

.

پ.ن. 3 :

.

غزل شمارهٔ ۲۳۳۸

مولوی
 

بیا دل بر دل پردرد من نه

بیا رخ بر رخان زرد من نه

تویی خورشید وز تو گرم عالم

یکی تابش بر آه سرد من نه

چو مهره توست مهر جمله دل‌ها

بر این نطع هوای نرد من نه

بیار آن معجز هر مرد و زن را

به پیش دشمن نامرد من نه

به هر شرطی که بنهی من مطیعم

ولیکن شرط من درخورد من نه

کلاه لطف خود با تارک من

برای بوش و بردابرد من نه

از آن گردی که از دریا برآری

بیار آن گرد را بر گرد من نه

به هر باده نمی‌گردد سرم مست

به پیشم باده ی خوکرد من نه

خمش ای ناطقه بسیارگویم

سخن را پیش شاه فرد من نه

.

.

پ.ن. 4 :

.

نصیحت مشاور روحانی به انصار حزب الله :  ترک تازی های دهه 70 تمام شد ، 

هیچ کس از شما استقبال نمی کند.

مشاور فرهنگی دولت و عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ضمن انتقاد از گروه انصار حزب ا... خطاب به دبیر کل این گروه گفت : خوب است به یاد داشته باشید که دوران ترک تازی های دهه 70 به پایان رسیده است.
او گفت : نه نیروی انتظامی ، نه ارشاد ، نه قوه قضائیه ، نه وزارت کشور و نه حتی بسیج از موتورسواران(!!!) این گروه استقبال نمی کنند ، به خصوص اینکه کلاه ایمنی به سر نداشته باشند!!!!

.

.

سیب / شهریور 77

.

.

  • آسیه خوئی

نظرات  (۱۰)

بــــــی تابم و لبخندهایت را بر گوشه ی ذهنم چنان دارم

کز آخرین باری که خندیدی لبخند ِ تو جاریست در یادم

نقطه چیــــــــــن

" زلال نوشته ات را بی نهایت سپاس بانو "
پاسخ:
سلام نقطه چین عزیز
ممنونم از لطف بی نهایتت

دلم امشب صاف است
آسمان هم آرام
و هزاران فانوس
باد هم می آید
و نسیمی زیرک
سعی دارد که بفهماند شب
مظهر این همه تاریکی و دلتنگی نیست
به گمانم فردا
روز خوبی باشد
صورت ماه به من می گوید


برای نمایش بزرگترین اندازه کلیک کنید


سلام خانم خوئی

بسیار بسیار زیبا و احساسی

واقعا لذت بردم

مخصوصا اینکه تونسته بود احساس شما رو منتقل کنه و این نکته مثبت شعر بود

اما خودم از بحر طویل استقبالی نمی کنم

چون موقع خوندن نفس کم میارم که این امری سلیقه ای هست

شعر شما زیبا بود و دلنشین

پاسخ:
سلام آقای بهرامی
متشکرم
زیبا نگاه شماست
بنده نمیدونم چرا بحرهای طویل را بسیار دوست میدارم. شاید در اعماق بحر طویل ، خلوت و آرامشی در حد یک اقیانوس نهفته باشد.


  • دختر ارغوانی
  • هم نوشته ی شما و هم غزل مولانا خیلی خوب بودن :))
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم ارغوانی جان

    ای عشق برادرانه پیش آ

    بگذار سلام سرسری را

    ای ساقی روح از در حق

    مگذار حق برادری را

    پیغام ز نفخ صور داری

    بگشای لب پیمبری را

    پرلاله کن و پر از گل سرخ

    این صحن رخ مزعفری را

    اسپید نمی‌کنم دگر من

    درریز رحیق احمری را


    سلام دخترم

    پیله رنج من ابریشم پیراهن شد

    شمع حق داشت، به پروانه نمی آید عشق
    پاسخ:

    شمع دیدم گرد او پروانه‌ها چون جمع‌ها

    شمع کی دیدم که گردد گرد نورش شمع‌ها

    شمع را چون برفروزی اشک ریزد بر رخان

    او چو بفروزد رخ عاشق بریزد دمع‌ها

    چون شکر گفتار آغازد ببینی ذره‌ها

    از برای استماعش واگشاده سمع‌ها

    ناامیدانی که از ایام‌ها بفسرده‌اند

    گرمی جانش برانگیزد ز جانشان طمع‌ها

    گر نه لطف او بدی بودی ز جان‌های غیور

    مر مرا از ذکر نام شکرینش منع‌ها

    شمس دین صدر خداوند خداوندان به حق

    کز جمال جان او بازیب و فر شد صنع‌ها

    چون بر آن آمد که مر جسمانیان را رو دهد

    جان صدیقان گریبان را درید از شنع‌ها

    تخم امیدی که کشتم از پی آن آفتاب

    یک نظر بادا از او بر ما برای ینع‌ها

    سایه جسم لطیفش جان ما را جان‌هاست

    یا رب آن سایه به ما واده برای طبع‌ها


    حالا همه دیدیم که می شناسیمش

    و او همان است که پیش از این طلعتش را در آب و باد و خاک و آتش دیده ایم

    درخورشید آنگاه که می تابد

    در ابر آنگاه که می بارد

    در آب باران آنگاه که در جستجوی گودال ها و دره ها بر می آید

    در شفقت صبح

    در صراحت ظهر

    در حجب شب

    در رقّت ماه

    و در حزن غروب نخلستان

    در شکافتن دانه ها

    و در شکفتن غنچه ها

    در عشق پروانه

    و در سوختن شمع.


    دیدیم که می شناسیمش

    و دوستش می داریم

    آن همه که آفتابگردان آفتاب را

    آن همه که دریا ماه را...

    و او نیز ما را دوست دارد

    آن همه که معنا لفظ را...

                                    

    دل م بی هوا گریست
    نمی دانم چرا پاییز که می شود، هوای نفس که هیچ، خود نفس م می شوی

    بودن ت، آمدن ت، تمام امید زندگی م شده

    می شود بیایی؟؟؟؟؟؟؟؟
  • هادی قاسمی
  • خواندمتان و لذت برم
    با سلام
    به روز و چشم انتظار نقدهای سازنده تان هستم نذر چشم های کودکان مظلوم غزه
    کرم نما و فرود آ
    پاییز
    پاییز فقط بوی عشق می دهد
    بوی انتظار
    عطر مسافری که سالهاست در راه است کسی نمی پرسد چرا این همه دیر کرده است؟؟؟؟؟؟
    خدایا مهدی م را دریاب...
  • ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
    در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

    آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله
    در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد

    امشب صدای تیشه از بیستون نیامد
    شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد

    خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا
    صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد

    از آه دردناکی سازم خبر دلت را
    وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد

    رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت؟
    با صد امیدواری ناشاد رفته باشد

    شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی
    گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد

    پرشور از "حزین" است امروزکوه و صحرا
    مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد
  • سید مسیح شاه چراغ
  • با سلام و احترام

    اشک غزل با " بابا پرنده است... " به روز شد

    یا علی
    پاسخ:
    بر آن سری درود که شوق فرشتگان
    " دیدار او وَ گفتن صبحت به خیر بود "

     
         
  • ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • . «« حکم ازلی »» ..

     چه روضه ها که نخواندم ، چه روضه ها که ندیدی

    چـــه دیر بر دل ِ اسرار  ِ یک شکــوفـه رسیـــــدی

     چقدر خون ِ دلم را ، به شیشــه ها که نکردی

    چه خوب شد که ز عطار ، شیشه ای نخریدی

     چه غنچه ها به ســراپــرده ی گلاب فشـــردم

    چه پرده ها که تو از شیشه ی گلاب دریدی !

     مـگـــر دقـایـق اول ، بـــه راز ، بـا تــو نگفتــم ؟

    که حکم  ِ ما ازلی بود ، چه حکم ها که بریدی !

     قسم به راز گل سرخ ، به راز پرده نشینــان

    تو قطره ای ز گلابی که پخته او ، نچشیـدی

     تو را به اشک ، به شبنم ، به قطره های جبین ات

    کجــا به صبـــح رسیدی ؟ کجــا صـــــدا نشنیدی ؟

     اگـــر گنـــاه نبخشــــم ، خـــدای دانــد وُ دانــم

    تو تا ابد که بمانی ؛ نه شاهدی ، نه شهیدی !

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی