ویرگول ، سرِ خط ،

ویرگول ، سرِ خط ،

سلام سلام ...
من زنده ام !
من باز هم زنده ماندم !
و همچنان با نام "او" مغازله دارم
یعنی
گنبد مینا را می بینم
عطر گل مینا را می نوشم
و آواز طرب انگیز پرنده ی مینا را می شنوم
یعنی
حالِ دلم در این میناکاری ها
خوبِ خوب است.

حتا در سماعی که
از زخم های پی درپی
دچارش می شوی
و زمین و آسمان
ترانه خوان تو می شود ؛
جبرئیل
چتر بال های سفیدش را
روی سرت می گیرد
و با لب های بی حرکت می گوید :
"آرام باش".

یعنی
من لال هم نیستم ،
ویرگول ،
سرِ خط ،

پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فاطی» ثبت شده است

عکس ‏‎Asieh KHoei‎‏

.

دیدی فاطی ؟
دیدی چه آتیشی به پا شد ؟
دیدی حالا ؟ حالا فهمیدی وقتی که بهت میگن "فاطی ساکت باش ! فاطی هیچی نگو ! .. یکی جلوی اینو بگیره"، یعنی چی !؟ 
دیدی جواب حرفات رو با آتیش گرفتی ؟
فاطی ! دیدی اگه به سلوک سکوت درنیای، به سه سوت چنان آتیش کلونی در سی گوشه ی دیگه ی حیاط خونه الو می گیره که سیصد گنجشک و جیرجیرک از رو درختای باغچه وُ از زیر بته گُلا، واسه همیشه پر بزنن و فرار کنن !؟.. 
فاطی ! جواب آتیشو باید با آب بدی.. با آب.. با خاک.. نه با بادِ حرف.. نه با آتیشِ زبونی که با شعله های آتیش، بیشتر زبونه بکشه..
آتیشمون نزن فاطی !
دَم درکش و زبونتو غلاف کن ! 
چند تا درخت؟ چند تا گنجشک وُ چند تا جیرجیرکِ دیگه باید بسوزن تا آتیشِ دل تو خنک بشه ؟!

.

.

  • آسیه خوئی