ویرگول ، سرِ خط ،

ویرگول ، سرِ خط ،

سلام سلام ...
من زنده ام !
من باز هم زنده ماندم !
و همچنان با نام "او" مغازله دارم
یعنی
گنبد مینا را می بینم
عطر گل مینا را می نوشم
و آواز طرب انگیز پرنده ی مینا را می شنوم
یعنی
حالِ دلم در این میناکاری ها
خوبِ خوب است.

حتا در سماعی که
از زخم های پی درپی
دچارش می شوی
و زمین و آسمان
ترانه خوان تو می شود ؛
جبرئیل
چتر بال های سفیدش را
روی سرت می گیرد
و با لب های بی حرکت می گوید :
"آرام باش".

یعنی
من لال هم نیستم ،
ویرگول ،
سرِ خط ،

پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان

غزلی قافیه اش نام مسمّای حسین(ع)

پنجشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۲، ۰۱:۱۲ ب.ظ

... سلام بر عشق ، یعنی با حسین ...

.

همه ی پرسش من در شب احیای حسین
رهِ بی قافیه اش بود و مُحَیـّـای حسین
 
چه کسی بود که در شعر مشرّف شد و گفت :
"غزلی ، قافیه اش نام مسمّای حسین"
 
عجبا پرسش من قافیه ی راهش بود
که چرا قافیه ای نیست به هر رای حسین؟
 
قلمی دست مرا برد به سوی دفتر
که : "رسد منتهی راه به آلا*ی حسین
 
غزل و شعر تو یک قافیه دارد ز حسین
به اصولی که ردیف است به اسمای حسین
 
سرِ خود درد نیاور ، دَوَران خواهد خورد
نه ردیف است نه قافی به الفبای حسین
 

بنویس آنچه که صاحب قلمت فرماید
که نهایت نپذیرند مقفـّــای حسین" :

.

* * *

.
نتوان وصف تو گفتن که تویی جمله جمال
کُلــُّهـُم اَجمَـلی از ذکر ِ جمیل است حسین
به چه معیار وُ مِلاک است معانی ِ جمال
چه عیاری تو بسنجی به جز از حُـسن ِ حسین
عرفا در عَرَفه ، معرفت آموخته اند
عَرَفات ، اول ِ هر دفتری از عُرف ِ حسین
سرِ هر کوچه وُ برزن ، درِ هر خانه وُ بیت
زده ام بیرق ِ سرخی به نشانی ِ حسین
نـَبَرَد گم شده ات راه به هر شهر وُ دیار
که جماهیر ِ مُحرّم شده هر کوی حسین
تن تو بحر ِ طویل از لبه ی تیغ نبود
لب ِ خاموش ِ صدف ها ، تن ِ دریای حسین
به خدا نیست مرا طاقت ِ تشریح حـَسَد
تن تو ساحلی از زخم ِ زبان بود حسین
نفسم بند بیاید که جراحت شِمُرَم
که یکایک بدهم شرح ِ شکوفای حسین
.
بزن ای عشق! که هر زخم هم از دست ِ تو بود
به قــَتیلی که کِشد معجرِ خود روی حسین
چه تفاوت کند آیا کِه کِه بود اسبق ِ عشق ؟
چه کسی کُشته ی اول شده در راه حسین ؟
چه تفاوت کند آیا به خِرَد یا که به عشق
و چه کس مظهر ِ عقل است وُ چه کس ، محض ِ حسین ؟
که حسین ، عاقل ِ عشق است وَ یا زینب ِ او ؟
که به عشق آمده آن عاقله ، جویای حسین ؟
به تلاقیگه ِ این عشق ، کدامین عقل است ؟
سَر ِ عقلانیت ِ عشق ، طـَبَق شد به حسین
که حسین ، مظهر عشقی عُقــَلایی ست وَ یا
به تطابق برسد "عاشقی" از عقل ِ حسین ؟
همه صغرا ، همه کبرا ، همه این بحث وُ جدل
به توقفگه ِ اول نرسد.. تا به حسین
.
به تماشا قَسَمَت می دهم ای مظهرِ عقل
که نپرس اینکه چه کس بود به همراه ِ حسین ،
به شمارِ همه زخمی که به تن ها زده شد ،
تن او گشت ، تن آن همه یاران ِ حسین ؟
چه کسی بود دلش گستره ی کرب وُ بلا ؟
سَرِ خود داد به هفتاد وُ دو رکعت به حسین ؟ ...
.

.
* پ.ن. : آلا : نیکوئی ها
.

.
آسیه خویی
.
.
... و لعنت خدا بر قوم ظالمین باد

.

.
  عقل و عشق در عاشورا
  به تماشا قسم

.

.

نظرات  (۲)

  • محمد محسن خادم پور
  • سلام

    فوق العاده بود دوست عزیز

    احسنت بر شما

    التماس دعا
  • مداد کوچک
  • درود بر ویرگول،سرِخط
    مرحبا بانو ، در مدحِ حسین چه زیبا شعری سروده اید ، لیاقت داشتید که در مقامِ مقامی این شاهِ‌شهید سطرها سیاه کنید
    خیلی التماس دعا دارم / خیلی
    پاسخ:
    درود
    ممنون مینای عزیز

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی